محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4342

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : يحيى برفت تا به هرات گذشت كه عامل آن مغلس بن زياد عامرى بود و هيچكدامشان متعرض ديگرى نشدند و يحيى از هرات گذشت . نصر بن سيار سلم ابن احوز را از پى يحيى فرستاد كه وقتى به هرات رسيد كه يحيى از آنجا برون شده بود و به تعقيب وى رفت تا در يكى از دهكده هاى گوزگان به دو رسيد كه حماد بن عمرو - سغدى عامل آن بود . گويد : يكى از مردم بنى حنيفه به نام ابو العجلان به يحيى بن زيد رسيد و در آن روز با وى كشته شد . حسحاس ازدى نيز به دو پيوست و پس از آن نصر دست و پاى او را بريد . گويد : سلم بن احوز ، سورة بن محمد كندى را بر ميمنهء خويش نهاد و حماد بن عمرو سغدى را بر پهلوى چپ خويش نهاد و با يحيى نبردى سخت كرد . گويند : يكى از مردم عنزه به نام عيسى وابستهء عيسى بن سليمان عنزى تيرى به يحيى زد كه به پيشانى وى خورد . گويد : محمد آن روز حضور داشت ، سلم به دو گفت سپاه را آرايش دهد اما بيمارى نمود و سورة بن محمد كندى سپاه را بياراست . پس از آن نبرد كردند و ياران يحيى همگى كشته شدند . گويد : سوره بر يحيى بن زيد گذشت و سر او را برگرفت . مرد عنزى سلاح و پيراهن وى را برگرفت ، اما سوره سر را به او نداد . گويد : وقتى يحيى بن زيد كشته شد و خبر آن به وليد بن يزيد رسيد چنان كه در روايت موسى بن حبيب آمده به يوسف بن عمر نوشت : « وقتى اين نامه به تو رسيد در كار گوسالهء عراق بنگر و آن را بسوزان و در شط بريز . » گويد : يوسف ، خراش بن حوشب را بگفت تا زيد را از تنهء درخت فرود آورد و به آتش بسوخت آنگاه بكوفت و در زنبيلى ريخت و در كشتى اى نهاد و در